تبليغاتX
♫ Progressive Music


















♫ Progressive Music

تو این پست میخوام تاریخ موسیقی از ابتدا تا به حال رو بررسی کنم. اول به عنوان مقدمه یه تعریفی از موسیقی با نظر به یه واژه نامه مطرح میکنم:
موسیقی، به هر نوا و صدایی گفته می‌شود که شنیدنی و خوش‌آیند باشد و انسان یا موجودات زنده را دچار تحولی کند (یا موسیقی بیان احساسات انسان است به وسیله اصوات)(و یا موسیقی هنری است دارای نوا و سکوت). واژه موسیقی از واژه ای یونانی و گرفته شده از کلمه Mousika و مشتق از کلمه Muse می باشد که نام رب النوع حافظ شعر و ادب و موسیقی یونان باستان می باشد. موسیقی را هنر بیان احساسات به وسیله آواها گفته اند که مهم‌ترین عوامل آن صدا و ریتم هستند و همچنین دانش ترکیب صداها به گونه ای که خوش آیند باشد و سبب انبساط و انقلاب روان گردد نامیده می شود؛ ارسطو موسیقی را یکی از شاخه های ریاضی می دانسته و فیلسوفان اسلامی نیز این نظر را پذیرفته اند همانند ابو علی سینا که در بخش ریاضی کتاب شفا از موسیقی نام برده است ولی از آنجا که همه ویژگی های موسیقی مانند ریاضی مسلم و غیرقابل تغییر نیست، بلکه ذوق وقریحه سازنده و نوازنده هم در آن دخالت تام دارد، آن را هنر نیز می دانند.
به نظر خودم خیلی تعریف شیوا و گویایی بود.
حالا بریم سراغ بحث اصلی:
به طور کلی میشه دورانهای زیر رو برای موسیقی در نظر گرفت (به ترتیب):
قرون وسطی (دوره سده های میانی)
دوران رنسانس (دوره نوزایی)
دوران باروک
دوران کلاسیک
دوران رمانتیک
دوران مدرن
دوران پست مدرن
حالا تک تک این دوره ها رو معرفی می کنم:

قرون وسطی:
چیزی که تو این دوران وجود داشته، خیلی شبیه موسیقی نبوده. در واقع تو این دوران بوده که انسان کم کم متوجه شده که با استفاده از صداهای گوناگون میتونه ترکیبهای دلنشین و جالبی رو خلق کنه.


عصر رنسانس:
در این دوران به دلیل نفوذ گسترده کلیساها موسیقی خیلی نتونسته رشد کنه و میشه گفت در این دوران هیچ موسیقیِ سازی ای وجود نداشته اما در عوض در این دوران موسیقی های آوازی رواج داشته. یعنی صدای انسان جای ساز رو گرفته. تقریباً این دوره رو میشه آغازی برای موسیقی محسوب کرد. این دوران از حدود سال هزار و پانصد و خورده ی میلادی(دقیقش رو نمیدونم) تا 1685 میلادی طول کشید و همون طوری که گفتم در این دوران موسیقی فقط برای صدای انسان نوشته میشد.


عصر باروک:
این دوران رو دوران اوج موسیقی میدونن. در این دوره تا حد زیادی از نفوذ و قدرت کلیساها کاسته میشه و حتی گفته میشه که کلیسا و طبقه اشراف حمایتهای خوبی از موسیقیدان بزرگ این دوران یعنی باخ کردند. این دوران با تولد باخ شروع میشه و با فوت او پایان می پذیره.(1685 تا 1750 میلادی) باخ هم خودش انسان مذهبی ای بوده. باخ در این دوران سهم عمده ای در تحول موسیقی داشته. باخ در این دوران برای اولین بار تئوری موسیقی رو مینویسه و برای تمام حالات و فرمها موسیقی میسازه. در این دوران باخ برای اولین بار موسیقی برای ساز نوشت. البته با توجه به اینکه باخ شخصاً انسان مذهبی بوده، موسیقییش مذهبی بوده، قطعات زیادیش رو تقدیم به خدا کرده. در ضمن در این دوران یه اعتقاد مذهبی وجود داشته که یه گستره ای از اصوات صداهای نامتناسبی دارند. اونایی که تئوری موسیقی میدونن حتماً میدونن که معنی فاصله در موسیقی چیه. در این دوره فاصله ای به نام فاصله شیطانی وجود داشته که هیچ یک از موسیقیدانان این دوره مطلقاً در این فاصله قطعه ای نساخته اند. البته در این دوران معاصر که ما همه تیپ موسیقی گوش میدیم و دیگه هیچ صدایی به گوشمون نا آشنا نمیاد، دیگه ما نمیتونیم هیچگونه ناموزونی در این فاصله احساس کنیم. توی این دوره ای که عده ای دست به ساخت موسیقی با استفاده از اصوات صنعتی و ناهنجار میزنند و موسیقیهای اینداستریال و ... رواج داره، این گستره از اصوات موسیقیایی مطلقاً به گوش هیچکدوم از ماها ناهنجار جلوه نمیکنه. از آثار مطرح خلق شده در این دوره میشه به چهار فصل ویوالدی اشاره کرد.


عصر کلاسیک:
در این دوران دیگه کلیساها کاملاً به کنار رفتند و تا حدود زیادی مرزهای موسیقی شکستند. از هنرمندان شاخص این دوره میشه به موتزارت اشاره کرد که تماماً در این دوران زندگی کرد و همین طور بتهوون که بخشی از عمرش رو در این دوران و بخشیش رو هم در دوران بعدی گذروند. از جمله تحولاتی که در این دوره رخ داد میشه یکی به همین تکنیک قوی و ضعیف شدن صدای موسیقی (میدونم تو گیتار کلاسیک به فورته و پیانو معروفه) اشاره کرد و دیگه به حذف فاصله شیطانی و ساختن موسیقی در این محدوده.
بتهوون نخستین کسی بوده که سمفونی آوازی نوشته و احتمالاً هم میدونید که در اواخر عمرش ناشنوا شده بوده.
درضمن کارولی، آهنگساز محبوب من در گیتار هم متعلق به همین دوران بوده.

عصر رمانتیک:
این عصر هم دنباله عصر کلاسیکه. به طور کلی شباهتهای این دوره و دوره کلاسیک بسیار بیشتر از تفاوتهای این دو دوره است. اما از جمله تفاوتهای این دو دوره میشه به این مساله اشاره کرد که در دوران کلاسیک توجه بیشتر به ساختار و فرم بوده در حالی که در دوران رمانتیک آنچه بیشتر اهمیت یافته توجه به مضمون و بیان حالات و احساست درونی بوده. از جمله موسیقیدانان مشهور این دوره میشه به شوپن، شپر، روسینی، شومان، شوبرت و اشتراوس اشاره کرد. البته همون طور که گفتم اواخر عمر بتهوون هم در این دوران بوده.

دوران مدرن:
در این دوره موسیقی به سمت موسیقیهای عجیب و غریب و کاملاً متفاوت پیش رفت. به طور کلی جدا از بحث موسیقی از مولفه های مدرنیسم میشه به طور عمده به انسان محوری، مادیگرایی و عقلگرایی اشاره کرد. علاوه بر اینکه تمام موسیقیهای که ما در این دوران معاصر و به طور کلی قرن 20 میلادی (حدوداً 1930 به بعد) گوش میدیم متعلق به این دوران و دوران پست مدرن هست، موسیقی این دوران بسیار متفاوت بوده و در مواردی (در دسته های سمفونی و ...) کاملاً ناهنجار و به شکلی افراطی متفاوت با موسیقیهایی که تاکنون نواخته میشده هستند. در این دوره تا اونجایی که شده، تلاش بر این بوده که از ساختارهای قدیمی فاصله گرفته بشه. لذا این دسته مذکور از دوران مدرن خیلی هم طرفدار ندارند.

دوران پست مدرن:
در مورد این دوره اطلاعات چندانی ندارم، فقط برخلاف انتظارتون باید بگم که این دوران رو دوران بازگشت به دوران رنسانس و استفاده از گامهای موسیقیایی اون دوره میدونن.


خیلی عجیبه به نظرم کل تاریخ و سلایق انسانها توی یه سیکل بسته سیر میکنه. مثلاً تا حالا به روال مد شدن لباسها دقت کردین که یه دوره های برگشتی توی مدها گاهی اوقات دیده میشه. حالا این یه مثال ساده بود. یا اینکه مثلاً به نظرتون این آخوندا حکم همون کشیشهای قرون وسطی رو ندارن؟
البته شایدم این تئوری(!!) "چرخش تحولات و وقایع در تاریخ" درست نباشه...


کپی برداری فقط با هماهنگی و ذکر منبع مجاز می باشد.

+نوشته شده در سه شنبه 28 اسفند1386ساعت0:38 قبل از ظهرتوسط علی | |

حدود يه ماهي ميشه که هيچ چيزي ننوشته بودم. به قول وحيد وبلاگم تار عنکبوت بسته بود.
دیروز به ذهنم رسید که يکي از آهنگهاي Explosions In The Sky رو معرفي کنم. قبلاً اين گروهو معرفي کرده بودم. همون طوري هم گفته بودم تمام کاراي اين گروه بدون کلامه و سبکشون پست راک هست. يکي از مشکلات اين گروه اينه که کاراشون کم تنوعه، يعني يه جوريه که شايد زود از آهنگاش خسته بشيد. ولي به طور کلي چندتا از کاراشون خيلي جذابن. البته خوب تقريباً گروه کم تجربه اي شايد محسوب بشن، فکر کنم در آينده پيشرفت خوبي داشته باشن.
به نظرم، به طور کلي بهترين آلبومشون همين آلبوم آخرشونه، آلبومهاي قبليشون خيلي قوي نيست، هرچند که چندتا کار خوب ميتونيد بينشون پيدا کنيد.

اما درباره اين آهنگ؛ بلندترين آهنگ آلبوم "All Of A Sudden I Miss Everyone" هست. آهنگ 13 دقيقه و 27 ثانيه هست که البته حدوداً بعد از دقيقه 9 از جذابيت آهنگ کاسته ميشه و ديگه بقيش يه کم تکراري يا شايدم اعصاب خورد کن ميشه. آهنگ با يه جو خاصي شروع ميشه که خيلي جالبه و به طور کلي آهنگ ملايميه. دوستم لطف کرد اين آهنگ رو برام آپلود کرد تا من براي دانلود بذارمش تو وبلاگم، فقط يه مشکلي هست اونم اينه که حجم آهنگ يه ذره زياده، آهنگ حدوداً 20 مگابايته، که البته بي علت هم نيست! چون هم آهنگش طولانيه و هم بيت ريتش 212 Kbps هست.
غیر از این چیزایی که گفتم دیگه هیچ توضیح خاص اضافه ای به ذهنم نمیرسه.


Download It's Natural To Be Afraid

+نوشته شده در چهارشنبه 22 اسفند1386ساعت8:24 بعد از ظهرتوسط علی | |

سلام.

بوی بهار میاد. قبول دارید؟
بهارم فصل فوق العاده ایه ها؛ همه فصلها رو دوست دارم به جز پاییز که متنفرم ازش. البته زمستونم بدون برف هیچ لطفی نداره.

فعلاً...

 

+نوشته شده در چهارشنبه 22 اسفند1386ساعت12:59 بعد از ظهرتوسط علی | |

چند وقت پيش توي وبلاگ يکي از دوستان (LoseR) يه مطلب در مورد پيامها و راز و رمزهايي که توي ريورز بعضي از آهنگها وجود داره خوندم. کنجکاو شدم که بيشتر راجع به اين مساله اطلاعات کسب کنم. همينطور کنجکاو شدم که توي کاراي بندهاي مورد علاقم دنبال اين پديده باشم. هدفم از نوشتن این پست آشنا کردن شما با این پدیده نیست، هدفم بررسی این پدیده در آلبوم 10,000 روز گروه تول هست، منتها فکر کنم بهتر باشه که يه تاريخچه کم و بيش مختصر در مورد اين سيستم میکس بگم.


اسم اين پديده Backmasking هست. قضيه اينجوريه که يه سري آهنگها (عمدتاً هوي متال و راک) وقتي که به صورت برعکس (از آخر به اول) گوش داده ميشن حاوي يک پيام هستن که عمدتاً توسط کامپوزر به طور عمدي در آهنگ گنجانده شده اند.
کشف اين سبک انتقال پيام رو به گروه انگليسي Beatles نسبت ميدن. (اينجور که گفته شده، يکي از اعضاي گروه به طور کاملاً اتفاقي با اين پديده مواجه ميشه -که حالا قضاياش طولانيه- و همون اتفاق باعث ميشه که گروه تشويق بشه که از اين پديده در کاراش استفاده کنه.) در ضمن اينو هم بگم که اين ماجرا مربوط به سال 1960 هست.
متن پيامها موضوعات مختلفي رو در بر ميگيره. گاهي يه پيام اخلاقي، گاهي يه جور قدرتنمايي، گاهي يه پيام طنزگونه و متاسفانه يکي از کاربردهاي وسيع اون توسعه تفکرات و پيامهاي شيطاني است. و البته گاهي هم صرفاً يه اثر خارق العاده هنري. به نظرم دو تا از شاهکارترين استفاده ها از اين ابزار، توي کارهاي دو گروه بزرگ به نام پينک فلويد و تول مشاهده ميشه.(که البته مضامين ضد اخلاقي هم ندارن خوشبختانه!!!)
درضمن اين رو هم بگم که اين شيوه بسيار جنجال برانگيز بوده. کليساهاي مسيحيت مخالفت شديدي دربرابر اين سيستم ميکس نشون دادند. مخالفتها بيشتر به خاطر همون موضوعات و تفکرات شيطانپرستي و همينطور ستايشهايي که در شمار کثيري از آثار، از شيطان شده، بود.
به طور کلي دو نظر در مورد تاثير اين ريورزها بر انسان وجود داره. يک نظر اينه که اين ريورزها هيچگونه تاثير خاصي بر رفتار انسانها ندارند. اما از طرف ديگه محققين زيادي هم معتقدند که اين پديده تاثيرات سوء رفتاري روي انسان ميگذاره. بدين ترتيب که وقتي ما به يک آهنگ با ريوز ضداخلاقي گوش ميديم، اين چيزي که ما حس ميکنيم توسط ضمير خودآگاه ما دريافت ميشه، اما ريورزها در ضمير ناخودآگاه ما کدگشايي و در خاطرمون ثبت ميشن.
گروههايي که از اين پديده استفاده هاي سوء کردند زيادن که من اينجا معرفيشون نمي کنم، در انتهاي مطلب شما رو به سايتهايي که ميتونيد اونجاها در اين زمينه اطلاعات بيشتري کسب کنيد ريفر ميدم.
اما دو تا بک مسکينگ که منو خيلي تحت تاثير قرار دادن، يکي آهنگ Empty Spaces از آلبوم The Wall گروه پينک فلويد بود که واقعاً از اون شاهکارهاي حيرت آوري بود که واقعاً فقط ميتونيد تو آثار گروههاي بزرگي مثل پينک فلويد دنبالش بگردين. و ديگري در آلبوم 10,000 روز گروه تول بود.
اين معرفي رو تا اونجايي که تونستم کوتاه کردم. در بخش "اطلاعات بيشتر" ميتونيد با مراجعه به وب سايتهايي که معرفي شدن، اطلاعات خيلي بيشتري کسب کنيد.
یک توصیه: من بهتون پیشنهاد می کنم که بک مسکینگ آهنگها رو فقط با هدفون گوش کنید چون پیامهای گنجانده شده در ریورز آهنگها اغلب نا واضح هستند و صدای ضعیفی دارند و باید خوب دقت کنید.


گروه تول - آلبوم 10,000 روز

من ریورز تمام آهنگهای آلبوم 10،000 روز رو بررسی کردم. دو تا از آهنگهای این آلبوم دارای نکات جالبی در ریورزشون بودند!
اول آهنگ Intension که ریورزش استارت جالبی داره، خیلی هم جالب تموم میشه. نکته مهم تو ریورز این آهنگ اینه که توی حدوداً یک دقیقه آخر ریورز صدای مینارد میاد که جملات زیر رو تکرار میکنه:

Listen to your mother. Your father is right. Work hard. Stay in school. Listen to your mother. Your father is right. Listen to your mother. Your father is right


این پیام با صدای ضعیفی توی حدود یک دقیقه آخر ریورز شنیده میشه. (باید خوب دقت کنید)
و اما دومین آهنگ شگفت انگیز این آلبوم!
تاحالا شده به آهنگی گوش بدین که از اول به آخر عین از آخر به اولش باشه؟؟؟؟؟
آهنگ Right In Two دقیقاً همین جوریه!! به طرز عجیبی توی ریورز آهنگ ریتم فوروارد آهنگو می شنوید!!! 

 
کم کم دارم متوجه میشم که چرا این آلبوم با این فاصله از آلبوم Lateralus منتشر شد...

آهان راستي اين خبر هم يادم افتاد! آهنگ The Pot از گروه تول امسال نامزد دريافت جايزه گرمي شده بود که متاسفانه بعد از اعلام نتايج نهايي نتونست جايزه بخش مربوطه رو کسب کنه. البته حالا خيلي هم مهم نيست! اين چيزي از ارزش کارهاي تول کم نميکنه...


آهنگها و ریورزشان برای دانلود:

Right In Two - Forward

Right In Two - Reverse

Intension - Forward

Intension - Reverse


اطلاعات بیشتر:

More Information about Backmasking

Tool Band Official Website

نوشتار LoseR درباره بک مسکینگ

با تشکر از دوست عزیزم، محمد که زحمت آپلود کردن آهنگها رو کشید.

+نوشته شده در جمعه 3 اسفند1386ساعت0:43 قبل از ظهرتوسط علی | |