تبليغاتX
♫ Progressive Music


















♫ Progressive Music

سلام.
من به مدت حداقل دوماه مطلب خاصی در وبلاگم نمی نویسم؛ یعنی یه جورایی وبلاگ استندبایه!
فعلاً...

+نوشته شده در جمعه 30 فروردین1387ساعت1:2 قبل از ظهرتوسط علی | |

تا حالا چند تا بند يا آرتيست ديديد که اولين آلبومشون نه تنها يه آلبوم کاملاً مطرح و پخته باشه، بلکه آغازگر يه تحول توي يه سبک باشه؟
به اعتقاد خيلي از کارشناسها و منتقدين موسيقي راک، آغازگر سبک پراگرسيو راک گروه King Crimson بوده. پيدايش اين سبک مربوط به اواخر دهه ي شصت هست. البته پيدايش اين سبک رو به گروه Beatles هم نسبت ميدن. به طور مثال Beatles براي اولين بار Melltron رو باب کرد (که King Crimson توي چندتا از کاراي آلبوم اولشون از اين ساز استفاده کرد). ولي با اين وجود باز هم بايد گفت که نقطه اوج پراگرسيو راک رو بايد توي  کاراي King Crimson جستجو کنيم.


گروه King Crimson اولين آلبوم خودشون رو در اپريل 1969 به نام
In The Court Of The Crimson King منتشر کردند. اين آلبوم در زمان خودش توجه بسياري از منتقدين رو به خودش جلب کرد و روي کارهاي گروههاي اون عصر بسيار تاثيرگذار بود.
آلبوم شامل 5 قطعه موسيقي به مدت 43 دقيقه و 54 ثانيه است.
اين آلبوم در جايگاه سوم چارت انگليس قرار گرفت و همچنين توانست رتبه Gold رو در رتبه بنديهاي امريکا بدست بياره.
نخستين قطعه اين آلبوم 21st Century Schizoid Man نام داره. موضوع کلي شعر اين آهنگ پيش بيني وضعيتيه که براي انسان قرن بيست و يک پيش خواهد اومد. مثلاً در جايي که گفته ميشه: Nothing He's Got He Realy Needs احتمالاً به نوعي مصرفگرايي افراطي که تو قرن بيست و يک گريبانگير مردم ميشه اشاره ميکنه. شعر بسيار کوتاه اما پرمحتواييه. به تعبيري ميشه گفت مختصر و مفيده. شعر در سه پارت در طول قطعه بدون تکرار خونده ميشه. چيزي که توجه شما رو در وکال به خودش جلب ميکنه افکتيه که در وکال استفاده شده. يک وکال خشک و خشن که شايد ميخواد مفاهيم شعر رو با تاثيرگذاري بيشتري به شما القاء کنه.
در موسيقي اين آهنگ اون چيزي که قطعاً توجهتونو به خودش جلب ميکنه ساکسوفون هست که به طور گسترده در اين آهنگ استفاده شده. من خودم خيلي از ساکسوفون خوشم نمياد ولي زماني که براي اولين بار اين آهنگ رو گوش دادم هيچ مشکلي با ساکسوفون استفاده شده تو موسيقي اين آهنگ نداشتم. اتفاقاً توي اينترنت که در مورد اين آهنگ تحقيق ميکردم ديدم خيلي ها دقيقاً همين حرفو زدن که با وجود اينکه از ساکسوفون خوششون نميومده، اين آهنگ خيلي جذبشون کرده.
و اما در نهايت يه اشاره ي کوچولوي ديگه در مورد ساختار موسيقيايي اين ترک و اونم اينکه در نگارش موسيقي اين کار به طور عمده از کسر ميزان 4/4 و ۸/۶ استفاده شده که البته در چندجا هم کسر ميزانهاي ۴/۱ و ۴/۲ و ۴/۵ مشاهده ميشه.
بلافاصله  بعد از تموم شدن ترک اول ترک دوم با عنوان I Talk to the Wind شروع ميشه که جو آرومي داره . موزيک با فلوت  Ian McDonald شروع ميشه و تقريباً اين فلوت تا آخر آهنگ ادامه داره. در اواخر آهنگ هم يه بخش از آهنگ تقريباً فقط سولوي فلوت ميشه. آهنگ A nod and a wink از گروه کمل در آلبوم سال 2002 (A Nod and A Wink) آدمو يه ذره ياد همين آهنگ ميندازه، از نظر ريتمِ تقريباً ملايم و استفاده از فلوت.
ترک بعدي به نام Epitaph سومين آهنگ اين آلبوم هست. شايد ويزگي بارز اين آهنگ استفاده از Mellotron باشه. در ضمن اسم اين آهنگ رو بعداً گروه به عنوان اسم يکي از آلبومهاي Live خودش انتخاب کرد.
ترک بعدي Moonchild نام داره که با Mellotron شروع ميشه و تا دقيقه حدوداً 2:50 يک تم ملايم رو پي ميگيره و بعد از اون تا انتهاي آهنگ ما با يه قطعه اينسترومنتال بي قاعده مواجهيم. يه جور ترکيب شايد ملوديک از يه سري اصوات موسيقيايي شايد نامرتبط و ناپيوسته به مدت حدود 9 دقيقه و 30 ثانيه.
و در نهايت ترک آخر اين آلبوم به نام The court of the crimson king که اون هم قطعه چشمگيريه.


دانش بیشتر:

King Crimson

Mellotron


پ.ن1: اگر توی اینترنت ریویوهای مختلفی که درباره این آلبوم هست رو بررسی کنید، متوجه میشید که همه این آلبوم رو به عنوان شروع پراگرسیو قبول ندارند و همینطور همه اعتقاد ندارند که این آلبوم خیلی آلبوم قوی ای هست.(هرچند که در اکثریت نیستند) مثلاً خیلیها میگن اون بخش حدود 9 دقیقه ای Moonchild کار جالبی نیست و کسل کننده هست و اینکه King Crimson کارهای قویتر از این آلبوم هم داره... اما چیزی که همه قبول دارن اینه که این آلبوم فوق العاده توی سبک پراگرسیو تاثیرگذار بوده و درضمن آلبومیه که حتماً اونایی که سبک پراگرسیو گوش میکنن، باید بهش گوش کنن.
پ.ن2: با توجه به اينکه از زبان عربي خيلي بدم مياد، تايتل "اطلاعات بيشتر" که توي خيلي از نوشته هام ميذارم رو به "دانش بيشتر" تغيير دادم. (البته انقدر عربی قاطی فارسی شده که این حرکت من هیچ تفاوتی ایجاد نمیکنه ولی حالا...)
پ.ن3: به علت حجم زياد درسهايي که تا به حال پيچونده بودم، ميخواستم وبلاگمو تا آخر اين ترم تعطيل کنم ولي يکي از دوستام نظرمو عوض کرد. نميدونيد اين پست رو با چه ترفندهايي نوشتم!! اين پست به صورت "سريال" در خونه و دانشگاه نوشته شده.

+نوشته شده در چهارشنبه 21 فروردین1387ساعت0:52 قبل از ظهرتوسط علی | |