تبليغاتX
♫ Progressive Music


















♫ Progressive Music

سلام
مدت تقریباً زیادی میشه که فرصت نکرده بودم چیز جدیدی بنویسم. در نتیجه وقتی این پست رو میخواستم بنویسم موضوعات متعددی تو ذهنم بود. سه تاش رو به اختصار میگم:


پارت 1:
اولیش این جمله بود. خیلی مختصر می پرسم ؛ شما چقدر جمله زير رو قبول داريد؟

We know others to the extent that we know ourselves


پارت 2:
مدتیه که خیلی به این مساله فکر می کنم که براي کسي که بتونه با تمام وجودش موسيقي رو درک کنه، حس شنوايي ارزشش کمتر از حس بينايي نيست. موسيقي عجيبترين پديده ايه که من در طول زندگيم باهاش مواجه شدم. موسيقي يه دنياست که حتي در خيال هم نميتونم نهايتي براش متصور بشم. موسيقي يعني شادي، يعني غم، يعني خشم، يعني تفکر، يعني بهترين حسي که تو زندگيت داشتي، يعني يه شيوه زندگي، يعني اميد. موسيقي يعني دو تا بال که باهاش ميتوني از اين دنياي پست دور بشي، و البته بايد مراقب باشي که راه برگشتتو گم نکني. این قابلیت تاثیرگذاری فوق العاده موسیقی واقعاً شگفت انگیزه. میتونه به یک انسان بدترین و در عین حال زیباترین شیوه رفتار رو القاء کنه. نمیدونم اگه اسم این پدیده رو یه پدیده مادی و دنیایی بذاری، پس پدیده های معنوی ای که در دنیای دیگه وجود داره دیگه چی باید باشه.
گاهی اوقات که فکر می کنم می بینم تمامی پدیده های اطراف ما پیچیده هستند. تا به حال فکر کردید که ماها چقدر موجودات محدود و ضعیف و ناتوانی هستیم؟
ما حتی روی خودمون هم نمیتونیم کنترل داشته باشیم، چه برسه به محیط اطرافمون.
به نظرم خیلی دارم از این شاخه به اون شاخه می پرم. بهتره برم پارت آخر.



پارت 3:
15 تیر این ترمم به طور کامل تموم میشه و من به طور جدی تر وبلاگمو راه میندازم.



پ.ن. : اینو مطمئنم که از اون اولی که وبلاگمو درست کردم هر روز وبلاگم جنبه شخصی تری به خودش گرفته. نمیدونم که این خوبه یا بد، ولی میدونم که خودم این سیستم رو بیشتر ترجیح میدم.

به دوست: وحید هنوز تصمیم نگرفتی شروع کنی به وبلاگ نویسی؟ خیلی جات خالیه. در ضمن یه بار دیگه ایمیلتو برام بنویس.

+نوشته شده در سه شنبه 7 خرداد1387ساعت8:58 بعد از ظهرتوسط علی | |