تبليغاتX
. . . Progressive Music


















. . . Progressive Music

پیانو ؛ جواد معروفی

پیانو از جملۀ سازهاییه که من بی نهایت بهش علاقه دارم. همیشه دو تا ساز بودن که منو به شدت تحت تأثیر قرار میدادن؛ یکی گیتار آکوستیک (رو آکوستیکش تأکید دارم)، یکی پیانو. و البته ... توی سازهای ایرانی هم به نظرم سنتور و سه تار بهترینها هستن.
اما موضوع اصلی این پستم...؛ قبل از هر چیز باید بگم که انگیزۀ نوشتن این پست قطعات بی نظیر استاد جواد معروفی بود. از ویژگیهای موسیقی کلاسیک به نظر من یه جور متانت و استواری و اصالته که تو لحظه لحظۀ قطعات این سبک موسیقی احساس میشه. فرقی نمی کنه متعلق به چه دورانی باشه. حالا همین حس رو توی ذهنتون دااشته باشید به اضافۀ فضای پر مهر موسیقی ایرانی. توجه کنید! موسیقی اصیل ایرانی؛ نه موسیقی هزاررنگ حال حاضر که مثل علف هرز داره سرتاسر بوستان موسیقی ایرانی رو از بار تهی می کنه.

همۀ اونایی که پیانو می زنن، حتماً جواد معروفی رو می شناسن، چرا که قطعۀ خوابهای طلایی از اولین قطعاتیه که یاد گرفتن. یک قطعه که در عین سادگی نسبی در نحوۀ اجرا، در اوج شکوه قرار داره و هرگز کهنه نمیشه. صداقتی که در آثار ایشون در جریانه، آدم رو به شدت تحت تأثیر قرار میده. با این قطعات دقیقاً همون حس کلاسیک و اصیل ایرانی رو دریافت می کنید. همون حس بی آلایش و پاکی که مدتهاست به تاریخ پیوسته.

بخشی از بیوگرافی جواد معروفی برگرفته از سایت رسمی ایشون رو در ادامه قرار دادم:

سال 1291 در تهران چشم بر جهان گشود. مادرش عـذرا و پدرش موسی معـروفی از شاگردان برگزیده درویش خان و از موسيقی دانان بزرگ دوره خود بود. پنج سال داشت که خواهـرش نرگس به دنیا آمد. چند سال بعـد در هـمان دوره کودکی مادرش را از دست داد و در خانوادۀ پدری بزرگ شد. ابتدا موسيقی را از پدر می آموخت و تار می نواخت و با نواختن ويولن نيز آشنا شد. بعـد از دوره ابتدایی، در چهارده سالگی در دوره ای که وزيری مدير هـنرستان موسيقی بود، به آنجا رفـت و به تحصيل مشغول شد. به پيانو روی آورد و نزد خانم تاتیانا خاراطیان به یادگـیری تکـنیک نوازندگی پیانوی کلاسیک مشغول شد. اتودها و پرلودهای شوپن، سوناتهای موتسارت، بتهوون، شوبرت و فـوگ های باخ را با مهارت می نواخت. در کنار موسیقی کلاسیک، موسیقی ایرانی را هـم ادامه داد و تحصيلات موسيقی را نزد عـلی نقی وزيری کامل کرد.

در 18 سالگی با شـمس زمان ازدواج کـرد که حاصل این ازدواج چهـار فــرزند بود. منوچهر ،شکوه زمان (گـیتی)، ژیلا و فـرهاد.

درسال 1312 (در 21 سالگی) به دليل استعداد شگـرفـش در موسيقی به استخـدام وزارت فـرهـنگ وقـت در آمد و معـلم موسيقی مدارس تهران شد و به آموزش سلفـژ و ديکته موسيقی در هـنرستان پرداخت. او از سال 1319 هـمزمان با افـتتاح راديو به اين موسسه پيوست و سال ها تک نواز پيانو بود. از سال 1332 به سرپرستی موسيقی راديو منصوب شد و هـمزمان با آن به عـضويت شورای عـالی موسيقی نيز در آمد. معـروفی هـمچنين رهـبر ارکستر شماره يک و رهـبر ارکستر بزرگ گـلها بود. او تنظيم آهنگ های شيدا، عارف، رکن الدين خان و درويش خان و بسياری ديگـر از آهـنگسازان معـروف ايرانی را به عـهـده داشت. خودش می گويد:
"از بدو تاسيس راديو در سال 1319 در آنجا هـم مشغول شدم. در آن موقع سنی نداشتم ولی هـم نوازنده پيانو بودم و هـم رهـبر ارکستر شماره يک. سال اولی که راديو تاسيس شد، در اولين ارکستر راديو اين نوازنده ها بودند: صبا، حبيب سماعی، حسين تهرانی، مرتضی نی داوود و خود من. بعدها که برنامه گلها تاسيس شد من رهـبر ارکستر آن شدم و نوازنده پيانو و سوليست هـم بودم. برای ارکستر گـلها هـم قطعاتی تنظيم می کردم."

او در نواختن پيانو برای موسيقی ايرانی، از روش مشير هـمايون بيشتر از مرتضی محجوبی اقـتباس می کرد. اما شيوه ای ويژه و يکتا داشت که تکـنيک در آن آشکار بود. معـروفی بيش از چهل سال سابقـه فعاليت در زمينه آهـنگسازی دارد. معـروفی و پدرش نخستين کسانی محسوب می شوند که قـطعاتی در دامنه موسيقی ايرانی برای پيانو ساخته و تنظيم کرده اند. اولين قـطعه ای که مـعروفی ساخت "ترانه های خیام" بر اساس رباعـيات خيام بود که در سال 1315 اجرا شد.

از جمله خدمات فـرهـنگی و آموزشی استاد می توان به سال های تدريسش در دانشگاه تهران اشاره كرد. در آن زمان روش ساخت آهـنگ و فرم های اصيل موسيقی را تدريس می كرد. استاد در سال های عـمرش در دانشگاه تهران و هـنرستان موسيقی شاگـردان بسياری تربيت كرد كه خودشان از هـنرمندان به نام كشور هستند. اردشير روحانی، افـليا پرتو، انوشيروان روحانی، پرويز اتابيگی (اتابـكی)، مهين زرين پنجه و ساسان محبی. خودش می گويد:
"سبک من را انوشيروان روحانی، اردشير روحانی، افـليا پرتو، مهين زرين پنجه و ساسان محبی خوب می نوازند. آنها شاگردان خوبـم بوده اند. آنها هم موسيقی ايرانی را می دانند و هـم موسيقی غـربی را. موسيقی ايرانی را وقتی به شاگرد درس می دهـيـم که دست روان داشته باشد و موسيقی کلاسيک را زده باشد. چون موسيقی کلاسيک دست را روان و نت خوانی را قوی می کند. بعدا موسيقی ايرانی به او درس می دهـيـم، چون موسيقی ايرانی تکنيک مفصلی دارد."

جواد معروفی فردی فروتن، خوش مشرب و صمیمی بود. شاید بتوان گفت از جمله کسانی بود که درطول عمرهنری خود سعی وافری درآشتی موسیقی سنتی و غربی داشت.

جواد معـروفی در بامداد روز سه شنبه شانزدهـم آذر ماه ۱۳۷۲ در تهران در گـذشت.


بهتون پیشنهاد می کنم حتماً قطعات ایشون رو گوش بدید. در زیر فهرستی از آثار ایشون که شخصاً بهشون علاقمندم رو می نویسم:
عـاشـورا
راز خـلقـت
فـراق
خـوابـهـای طـلائـی
فـانـتـزی ژیلا
پـیـش درآمـد اصـفـهـان ( ساخـتـه: رضـا مـحـجـوبـی، تـنظـیـم: جـواد مـعـروفـی )
رومی
کـوکـو
فانتزی در لا مینور
و ...


من بالاخره مصمم شدم که اینترنت ADSL بگیرم. احتمالاً بعد از اینکه اینترنت ADSL بگیرم هر آرتیستی رو که معرفی کنم نمونه ای از آثارش رو هم به عنوان سمپل میذارم. فعلاً که دارم دایال آپ مصرف می کنم، اما برای شنیدن بخشی از قطعات ایشون می تونید به سایت رسمیشون مراجعه کنید.

 

+نوشته شده در دوشنبه 22 مهر1387توسط علی | |

سلام.
سال پیش اول مهر بود که من اولین پستم رو در این بلاگ نوشتم. اون اول که بلاگمو درست کردم تنها هدفم این بود که سبک پراگرسیومتال و گروه تول رو به طور ویژه معرفی کنم. در طول این مدت اهداف اولیۀ بلاگم سر جاشون موندن ولی موضوعات جدیدی رو توی بلاگم قرار دادم. از جمله اینکه تصمیم گرفتم توی بلاگم به موسیقی کلاسیک هم بپردازم. و یا اینکه نوشته هام رو محدود به گروه تول نکنم و از گروههای دیگه ای که بهشون علاقه دارم هم بنویسم. و دیگه اینکه به طور تخصصی و جامعتر به پراگرسیو راک و متال و سبکهای مورد علاقم بپردازم. یکی از هدفهایی که مدتها توی ذهنم بود و هنوز خیلی عملی نشده پرداختن به تئوری موسیقیه که با توجه به عکس العملهایی که از خواننده های بلاگ دریافت کردم به نظرم اومد که چندان با استقبال رو به رو نخواهد شد. منتها حالا تلاش می کنم در آینده یه نکات کلیدی و کاربردی از مباحث تئوری موسیقی رو معرفی کنم. 


مدتی بعد از شروع وبلاگنویسیم تصمیم گرفتم نوشته های شخصیم و موضوعات متنوع علمی جذابی رو هم در بلاگم قرار بدم. اما به نظرم اومد دیگه موضوعات علمی هیچ ربطی به این بلاگ ندارن. در نتیجه بلاگ دیگه ای درست کردم تا اولین مطلب رو که اتفاقاً مرتبط با یکی از آلبومهای تول هم بود رو توش قرار بدم. اما استقبال سرد خواننده های این بلاگ منو کلاً نسبت به بلاگ جدید دلسرد کرد و متوجه شدم خواننده های این بلاگم موضوعات بلاگ جدید رو نمی پسندن و بلاگ جدیدم خواننده های خاص خودشو داره، از اونجایی هم که حال و حوصلۀ خواننده جمع کردن ندارم، کلاً اون بلاگم به حال تعلیق دراومد. (البته حالا پاکش نکردم شاید یه وقت نیاز شد.)
یه مدت که گذشت باز دوباره هوایی شدم و احساس کردم این بلاگفا خیلی انتظاراتم رو برآورده نمی کنه. نمی دونم چرا توی این بلاگفا یه جور احساس تحت کنترل بودن دارم. برای همین یه بلاگ توی بلاگر درست کردم؛ که اتفاقاً ازش خوشم اومد تا حدی که تصمیم داشتم کلاً به اونجا مهاجرت کنم. ولی بعداً به دلایل خاصی تصمیم گرفتم بلاگ اصلیم همین باشه و از اون بلاگم برای مطالب خاصی استفاده کنم.
در هر حال... این شرح خلاصه ای از فعالیت وبلاگنویسی من طی یک سال و اندی گذشته بود. همین امروز به نظرم اومد بخش جدیدی تو بلاگم ایجاد کنم به نام تصاویر منتخب. در این بخش عکسهای خاصی رو به سلیقۀ خودم انتخاب می کنم و در معرض نمایش خواننده های بلاگ میذارم؛ شما هم می تونید در بخش نظرات، نظر خودتون رو دربارۀ تصاویر بنویسید.

درنهایت میخوام موضوعات بلاگم رو از ابتدا تا آینده ای نامشخص به صورت زیر دسته بندی کنم:

  • 1) بررسی گروهها و معرفی سبک پراگرسیو راک و متال؛
  • 2) معرفی گروههای مورد علاقم در سبکهای خاصی از موسیقی متال و به خصوص راک؛
  • ۳) موسیقی کلاسیک (بیوگرافی آرتیستها، معرفی اصطلاحات و اصول و ...)؛
  • ۴) تئوری موسیقی؛
  • ۵) تصاویر منتخب؛
  • ۶) نوشته های شخصی.

پ.ن.: مناسبت عکس: اولاً به خاطر پاییز و در ثانی به خاطر یه ذره بارونی که امشب بارید. :)

 

+نوشته شده در چهارشنبه 10 مهر1387توسط علی | |