تبليغاتX
♫ Progressive Music


















♫ Progressive Music

تو دو روز گذشته کارهاییم رو انجام دادم که شاید در حدود ۶ ماه به این خاطر که فکر می کردم فرصتشو ندارم به تعویق انداخته بودم. یه جا یه جمله باحال خوندم بذار اینجا هم بگم شاید نشنیده باشید:

هیچ وقت نگو  وقت ندارم؛ تو دقیقاً همونقدر وقت داری که کسانی مثل پاستور، آلبرت انیشتین و "یه سری آدم مهم دیگه" وقت داشتند.

موتزارت ۳۵ سالش بوده که فوت کرده؛ طی این ۳۵ سال (البته یه ۱۰ سالشو فاکتور بگیرید) بیش از ۶۰۰ اثر توی کلیه زمینه های موسیقی سازی و آوازی تصنیف کرده. توجه بشه که اثر درست حسابی! نه یه بداهه نوازی واسه دل خودش.

پ.ن.: البته یه نکته هم ناگفته نماند که موتزارت تمام زندگیش رو روی کاری گذاشته که واقعاً عاشقش بوده؛ ولی حالا گیر نمی دیم.

اعلام برنامه: احتمال داره طی چند روز آینده یه چیزایی مرتبط با موسیقی کلاسیک بنویسم.

 

+نوشته شده در جمعه 26 تیر1388ساعت1:7 قبل از ظهرتوسط علی | |

تصور کنید کلی برای خودتون برنامه ریزی کردید که مثلاً هفته دیگه و هفته بعدش و دو هفته بعدش و ... چه کارایی انجام بدید و کجاها برید؛ اونوقت همین الآن پدر بزرگوارتون بیاد برای کل تابستونتون اعلام برنامه کنه. من هی می دیدیم دیشب این بابام می گفت زود بیا خونه کارت دارما. آخه من نمی دونم نباید با منم یه هماهنگی ای انجام می شد؟! من سه ماه پیش حالا یه حرفی زدم، خب بابا قبل از اینکه همه چیزو نهایی کنید ما رو هم خبر می کردید.

بگذریم...

راستی!! بابا این پلیس راهنمایی و رانندگی جدیداً چرا انقد اذیت می کنه؟ ما این کوچه کنار موزه دفینه دم پاساژ پایتختو خلاف رفتیم، نفهمیدیم پلیسه از تو کدوم سوراخ دراومد ما رو گرفت! باورتون نمیشه می خواست ماشینمو بفرسته پارکینگ. با کلی التماس آخرشم گواهینامه من بدبختو الصاق کرد. حالا من هیچ وقت خلاف نمی کردما (البته به جز سرعت غیر مجاز و حرکات یه ذره مارپیچ) یه دفعه بعد از نزدیک دو ساعت (!!!) دنبال جای پارک گشتن اومدم یه کوچه کوچولو رو خلاف رفتم دستگیرم کردن. آخرشم رفتم یه جا ته جردن پارک کردم. انقدر دور بود که با تاکسی اومدم پایتخت. این وسطم ۲۰ تومن جریمه شدیم.

خلاصه که مراقب باشید! در پس هر جدول یا هر سطل آشغال یا هر خودروی پارک شده ای، یک پلیس در کمین شماست.

پ.ن.: اصولاً به نظر من خوبه که پلیس یه مقدار تو این زمینه جدی تر برخورد کنه. این هم که جریمه شدم کاملاً حقم بود و در هر حال مقصر من بودم. ولی باور کنید این گواهینامم رو نباید می گرفت. آخه بابا یه کوچه کوچولو که ارزش این حرفا رو نداشت!!

+نوشته شده در پنجشنبه 25 تیر1388ساعت10:14 قبل از ظهرتوسط علی | |

 

 

از امروز تا شاید یه ماه دیگه مطلب جدیدی تو بلاگم نمی نویسم، البته کامنتها رو چک می کنم. وقتی برگردم احتمالاً بلاگم یه سری تغییرات خواهد کرد.

در ضمن تا چند روز آینده بلاگی رو چک نمی کنم، مگر تحت شرایط خاص. دوستای عزیزم دلخور نشید لطفاً.

 

+نوشته شده در چهارشنبه 3 تیر1388ساعت1:28 قبل از ظهرتوسط علی | |

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه 3 تیر1388ساعت1:7 قبل از ظهرتوسط علی | |