|
نمی تونم توصیف کنم که چقدر رانندگی بین حدودای ساعت ۱۲:۳۰ تا ۵:۳۰ اینای صبح، (البته توی شهر) لذت بخشه، مخصوصاً اینکه یه کار کلاسیک هم پلی باشه. یا اینکه یه شب برفی که خیابونها مثل همیشه شلوغ نباشه و به جز شما هیچ کس دیگه تو خیابون نباشه باز با همون اوصاف فوق. یا اینکه یه روز پاییزی که یه بارونی زده باشه و باد این برگهای درختها رو تو هوا از این ور به اون ور شوت می کنه. (که البته این منظره توی روز، اونم تو تهران، تقریباً دست نیافتنیه مگر در اوقات خاصی از سال مثلاً توی عید که اون موقع هم دیگه خبری از برگهای پاییزی نیست ولی بازم هیجان انگیزه.) پ.ن.: تو این جادۀ این عکسه هم قابل قبوله!! پ.ن.: راستی! امروز یه روز خاصه، گذشته از مناسبتش که اونم در نوع خودش جالب توجهه. فکر می کنید چند تا دیگه از این روزا رو تو زندگیتون تجربه می کنید؟ مثلاً ۱/۱/۱۱ دارید چی کار می کنید؟
نکتۀ جالب اینه که امروز بعد این بارونی که زد وقتی رفتم بیرون انقدر هوا عالی و فضای خیابونا ایده آل شده بود که طولانی ترین مسیر ممکن رو برای برگشت به خونه انتخاب کردم و قصد داشتم بلافاصله وقتی که رسیدم خونه زنگ بزنم به پسر عمم و بهش پیشنهاد کنم با هم بریم پیاده روی . (خونشون همین کوچه پایینی ماست.) و بعد از اون هم بیام تو وبلاگم بنویسم آقا امروز پاییز ما رو مشعوف کرد. که فرصت نشد. بعد از ظهر که با دوستم رفتم بیرون دوباره همون حس مزخرفی که تو پاییزا بهم دست میده اومد سراغم. پس الآن علی الاصول باید یه موضع بی طرفی اتخاذ کنم!!
امروز آغاز سومین سال وبلاگ نویسی منه. به روایتی امروز تولد وبلاگمه. اینو وقتی داشتم عنوان پست قبل* رو می نوشتم متوجه شدم. سال پیش فکر کنم یه جمع بندی از فعالیت وبلاگم کردم ولی امسال قصد انجام چنین کاری رو ندارم چون الآن دیگه هیچ چهارچوبی برای وبلاگم قائل نمیشم که بخوام نسبت به اون وبلاگم رو ارزیابی کنم. فکر کنم دیگه الآن وبلاگم به یه جور ثبات رسیده باشه. در ضمن همون طور که فکر کنم بارها تو وبلاگم گفتم من از پاییز متنفرم، پس به اون کسایی که همین حس رو نسبت به پاییز دارن، آغاز فصل پاییز رو تسلیت عرض می کنم. و البته به اونایی هم که پاییزو دوست دارن تبریک. این عکس هم به مناسبت شروع پاییز. *یه هو تصمیم گرفتم پست قبلو پاک کنم؛ دنبالش نگردید.
شده تاحالا که به شدت کلافه باشید ولی اگه ازتون بپرسن دقیقاً چه مرگته توضیح خیلی دقیق و مشخصی نداشته باشید؟ شده در عرض مدت کوتاهی بفهمید که نصف چیزایی که بهشون به شدت معتقد بودید الآن کاملاً مزخرف وغیرقابل تحمل به نظر می رسن و اصلاً به شدت حس تنفرتونو برمی انگیزن و اصلاً با خودتون فکر کنید که من تاحالا چقدر احمق بودم و کلی احساس سردرگمی کنید انگار که یه تیکه از پازل فکریتون گم شده و ابهام داره تو ذهنتون وول می خوره. شده تو آینه به خودتون نگاه کنید و بگید "اه برو گم شو توام"؟ شده کلی کلافه باشید و ندونید باید چی کار کنید؟ شده همۀ اتفاقات ناراحت کننده ای که در برخورد باهاشون همیشه می گفتید "بی خیال حالا بعداً راجع بهش فکر می کنم" یه هو بریزن سرتون و دیوونتون کنن؟ شده چپ و راست احساس حماقت بهتون دست بده؟ پ.ن.: واقعاً برام جالبه که من دارم این حرفا رو می زنم. خودمم از شخصیت متغیرم انگشت حیرت بر دهان گرفتم...
Lonestar where are you out tonight? عاشق آهنگهای این Norah Jonesم. فقط متاسفانه تو این آلبوم 2008ش یه نوآوریهایی کرده که اصلاً جالب نیست. کاراش عالیه. تو هر حال و هوایی باشید، وضعیت روحیتونو متحول میکنه. این اسلاید وسطای این Lonestarش واقعاً هیجان انگیزه!! این عکسه هم آلبوم آرت آلبوم 2007شه که ربطی به این آهنگ نداره فقط چون باحال بود گذاشتم اینجا.
سه شنبۀ همین هفته با دو تن از دوستان صمیمیم که از اول دبیرستان تا به حال با هم بودیم قراره بریم شمال. حالا چند تا مساله: اول اینکه دعا کنید نریم ته دره، پلیس ما رو نگیره و خلاصه مشکلی پیش نیاد. من تازه گواهینامم رو که الصاق شده بود با کلی التماس پس گرفتم. البته بنده متعهد شدم که با آرامش تمام و سرعت مطمئنه رانندگی کنم ولی به شدت نسبت به دود کامیون و اتوبوس اینا حساسیت دارم و این مساله باعث میشه که کمی آرامشم رو از دست بدم. دوماً قطعاً تا قبل از سفرم یک پست راجع به موتزارت می نویسم. سوماً در مدتی که مسافرتم قاعدتاً نباید دسترسی به وبلاگم داشته باشم؛ شایدم لپتاپ بردیم و اونجا هم کارت خریدیم و به اینترنت متصل شدیم که البته بعیده. با جی پی آر اس هم کار نمی کنیم چون فعلاً که مشمول تحریمه (مثل اس ام اس)، تا حالا ببینیم بعداً چی میشه. همۀ اینا رو گفتم که بدونید کامنتها رو احتمالاً چک نمی کنم، اگر بر فرض محال کسی کاری داشت. حالا یه چیز بی ربط هم بگم. توجه کردید که برای بعضی از امور، چه زمانی که شما فرصت کافی دارید و چه زمانی که با کمبود وقت مواجه هستید؛ وقت ندارید؟
دوشنبه 5 مرداد: این بخش دوم رو جدی نگیرید. وقت نشد. D:
تو دو روز گذشته کارهاییم رو انجام دادم که شاید در حدود ۶ ماه به این خاطر که فکر می کردم فرصتشو ندارم به تعویق انداخته بودم. یه جا یه جمله باحال خوندم بذار اینجا هم بگم شاید نشنیده باشید: هیچ وقت نگو وقت ندارم؛ تو دقیقاً همونقدر وقت داری که کسانی مثل پاستور، آلبرت انیشتین و "یه سری آدم مهم دیگه" وقت داشتند. موتزارت ۳۵ سالش بوده که فوت کرده؛ طی این ۳۵ سال (البته یه ۱۰ سالشو فاکتور بگیرید) بیش از ۶۰۰ اثر توی کلیه زمینه های موسیقی سازی و آوازی تصنیف کرده. توجه بشه که اثر درست حسابی! نه یه بداهه نوازی واسه دل خودش. پ.ن.: البته یه نکته هم ناگفته نماند که موتزارت تمام زندگیش رو روی کاری گذاشته که واقعاً عاشقش بوده؛ ولی حالا گیر نمی دیم. اعلام برنامه: احتمال داره طی چند روز آینده یه چیزایی مرتبط با موسیقی کلاسیک بنویسم.
تصور کنید کلی برای خودتون برنامه ریزی کردید که مثلاً هفته دیگه و هفته بعدش و دو هفته بعدش و ... چه کارایی انجام بدید و کجاها برید؛ اونوقت همین الآن پدر بزرگوارتون بیاد برای کل تابستونتون اعلام برنامه کنه. من هی می دیدیم دیشب این بابام می گفت زود بیا خونه کارت دارما. آخه من نمی دونم نباید با منم یه هماهنگی ای انجام می شد؟! من سه ماه پیش حالا یه حرفی زدم، خب بابا قبل از اینکه همه چیزو نهایی کنید ما رو هم خبر می کردید.
بگذریم... راستی!! بابا این پلیس راهنمایی و رانندگی جدیداً چرا انقد اذیت می کنه؟ ما این کوچه کنار موزه دفینه دم پاساژ پایتختو خلاف رفتیم، نفهمیدیم پلیسه از تو کدوم سوراخ دراومد ما رو گرفت! باورتون نمیشه می خواست ماشینمو بفرسته پارکینگ. با کلی التماس آخرشم گواهینامه من بدبختو الصاق کرد. حالا من هیچ وقت خلاف نمی کردما (البته به جز سرعت غیر مجاز و حرکات یه ذره مارپیچ) یه دفعه بعد از نزدیک دو ساعت (!!!) دنبال جای پارک گشتن اومدم یه کوچه کوچولو رو خلاف رفتم دستگیرم کردن. آخرشم رفتم یه جا ته جردن پارک کردم. انقدر دور بود که با تاکسی اومدم پایتخت. این وسطم ۲۰ تومن جریمه شدیم. خلاصه که مراقب باشید! در پس هر جدول یا هر سطل آشغال یا هر خودروی پارک شده ای، یک پلیس در کمین شماست. پ.ن.: اصولاً به نظر من خوبه که پلیس یه مقدار تو این زمینه جدی تر برخورد کنه. این هم که جریمه شدم کاملاً حقم بود و در هر حال مقصر من بودم. ولی باور کنید این گواهینامم رو نباید می گرفت. آخه بابا یه کوچه کوچولو که ارزش این حرفا رو نداشت!!
واقعاً بدا به حال این مردم که از بین چه کسایی میخوان مثلاً اصلح انتخاب کنن. جداً دلم به حال این مردم می سوزه. آقایون هر کدوم از یه ور افتادن. مملکت از بالا تا پایینش گل و گلاب. خدا خودش به این مردم رحم کنه. البته بازم شاید بهترینشون همون موسوی باشه. والا من که دیگه نمی دونم چی بگم. اصلاً چیزی نگم بهتره.
بدین وسیله از فاز مزخرف سیاست می زنم بیرون؛ همونطور که همیشه استراتژیم این بود که کلاً خودمو مطلقاً درگیر سیاست و این جفنگیات نکنم. البته الآنم کار خاصی نکردم، ولی در حد همین یکی دو تا پست هم اشتباهی بزرگ مرتکب شدم. خدا رو شکر می کنم که خودمو کنترل کردم و به خودم اجازه ندادم که بخوام این وسط جوگیر این جریانات بشم وگرنه الآن این شخصیت دومم زندگی برام نمیذاشت از بس سرزنشم می کرد. ولی دوستان عزیز از نظر من سیاست = دروغ؛ چیزی که من متنفرم ازش. خلاصه که میخوام این امید رو بهتون بدم که مملکت به سرعت در حال پیشرفت چشمگیر و شگرف به ناکجا آباده. بله... به قول پدربزرگم "توجه فرمودید؟"
یه نکته در مورد پست قبل هست که لازم می دونم بگم و اون هم این که:
خاک عالم بر سر اونایی که به ا ح م ق ی ن ژ ا د رای می دن. اگه من میگم جوگیر نشید تو انتخاب بین کروبی و موسویه. یه موقع سوء برداشت نشه. آقا تو خیابونا چه خبره؟!! دیشب با حسام و نوید رفتیم بیرون مردم چه شور و هیجانی دارن. دیشب چقد از دست این حسام خندیدم. ((:
> > > لطفاً جوگیر نشوید. الآن اگه اینو تو فیس بوک می گفتم همه می خواستن منو خفه کنن. ماشالا همه طرفدار دو آتیشه میرحسین. دلم می خواست تو فیس بوک بنویسم آقا انقد پیشنهاد حمایت از این و اون واسه من نفرستید چون من از کسی طرفداری نمی کنم. ((: البته من یه اخلاق خاصی هم دارم که از چیزایی که همه گیر میشن فاصله می گیرم.
یه بخش کوچولو از این پست رو حذف کردم، چون به نظرم اومد شايد درست نباشه گفته بشه. (: (امروز دوشنبه ۱۱ خرداد)
شکیبا باش پ.ن. : با خودم بودم.
As the cheerless towns pass my window "Follow me down to the valley below I survived against the will of my twisted folk "Follow me down to the valley below "My David don't you worry (Ghosts of the twenties rising Golden summers just holding you) "Follow me down to the valley below ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ۱) Porcupine Tree يکي از بهترين گروه هاي پراگرسيويه که ديدم. اين آهنگ رو مثل اکثريت قريب به اتفاق آهنگاشون فوق العاده زياد دوست دارم. خيلي دوست دارم نت آکوستيک آهنگ Drown With Me رو داشته باشم... همين طور نتهاي آکوستيک آلبوم Second Life Syndrome گروه Riverside. (ترجيحاً فايل Guitarpro باشه D:) ۲) چند روز بود که خیلی دلم می خواست يه چيزي تو بلاگم بنويسم ولي فرصت نمي شد؛ الآن که دارم مي نويسم احساس مي کنم به ميزان شايد قابل توجهي از اشتياقم کاسته شده باشه. ۳) ديديد بعضي وقتا يه اتفاق خيلي نامربوط يا خيلي ساده باعث ميشه شما متوجه بعضي از ويژگي هاي اخلاقيتون بشيد که تا به حال بهشون توجه نکرده بوديد؟ ۴) يه سه چهار هفته س که عضو facebook شدم. جا داره همينجا از بچه هاي فيس بوک يه تشکر کنم چون از دوست اول ابتداييم گرفته تا دوستاي دورۀ پيش دانشگاهيمو توش پيدا کردم. باور کنيد خيلي هيجان انگيزه که بعد از چندين سال قيافۀ دوستاييتون رو که آخرين بار تو دورۀ راهنمايي يا ابتدايي ديديد، ببينيد. ۵) هوس کردم بشينم چند ساعت به صداي امواج دريا گوش بدم؛ يا صداي باد تو يه سري کانال تو در تو؛ يا صداي کم جيرجيرک تو يه شب خيلي خيلي آروم. LYRICS: Porcupine Tree / Album: Deadwing / Track: Lazarus
پنج شنبه 13 فروردین: شنیدید میگن حرف مرد یکیه؟
Part 1: تولدم مبارک! (: البته فردا تولدمه ولی پیشواز رفتم. تاریخ تولدو دارین؟ وسط امتحانا. امسال مذاکراتی انجام شد که مراسم تولد و اینا رو به تاریخ دیگه ای منتقل کنیم! مثلاً ۲۸ شهریور (به مناسبت تاریخ تولد تو شناسنامم!) اگه موافقت بشه در یک دورۀ یک ساله دو بار می تونم کادو بگیرم. البته دو بارم باید به بچه ها شام بدم! حالا باید بررسی بشه... D: Part 2: هفتۀ دیگه امتحانام تموم میشه. خدایا مساعدتی بنما این ترم معدلم زیر ۱۴ نشه که بدجوری به مشکل بر می خورم. Part 3: آقا این پیانو چه ساز بی نظیریه. این مرتب-منظم بودن نتها کنار هم کلی کارو راحت کرده. این پدال سمت راستیو بگیر فقط کلاویه ها رو دونه دونه پشت سر هم بزن. Part 4: اگه فکر می کنید که عکس ربطی به متن نداره، باید بگم درست فکر می کنید.
Galaxy ) ) ) Galaxy, a massive ensemble of hundreds of millions of stars, all gravitationally interacting, and orbiting about a common center. Astronomers estimate that there are about 125 billion galaxies in the universe. All the stars visible to the unaided eye from Earth belong to Earth’s galaxy, the Milky Way. The Sun, with its associated planets, is just one star in this galaxy. Besides stars and planets, galaxies contain clusters of stars; atomic hydrogen gas; molecular hydrogen; complex molecules composed of hydrogen, nitrogen, carbon, and silicon, among others; and cosmic rays. Star ) ) ) Star (astronomy), massive shining sphere of hot gas. Of all the stars in the universe, our Sun is the nearest to Earth. The stars visible to the naked eye all belong to the Milky Way Galaxy, the massive ensemble of stars that contains our solar system (the Sun and its nine planets). About 5,000 stars can be seen with the naked eye, although not all of these stars are visible at any given time or from any given place. With a small telescope, hundreds of thousands of stars can be seen. The largest telescopes disclose millions of galaxies, which may each contain over 200 billion stars. Modern astronomers believe there are more than 1 x 1022 stars in the universe (this number is very large, a 1 followed by 22 zeros). The largest stars, if placed at the Sun's position, would easily engulf Earth, Mars, Jupiter, and Saturn. The smallest white dwarf stars are about the size of Earth, and neutron stars are less than about 20 km in diameter. All stars are composed of hot glowing gas. The outer layers of some stars are so empty that they can be described as red-hot vacuums. Other stars are so dense that a teaspoonful of the material composing the outer layers would weigh several tons. Stars are made chiefly of hydrogen and a smaller amount of helium. Even the most abundant of the other elements present in stars—oxygen, carbon, neon, and nitrogen—are generally present in very small quantities. The Sun, our nearest star, is about 150 million km from Earth. It appears different from the stars visible in the night sky because it is about 250,000 times closer to Earth than the next closest star. The next nearest star is Proxima Centauri, which is more than 30 trillion km from Earth. While light from the Sun takes only about eight minutes to reach Earth, the farthest stars are so distant that their light takes billions of years to reach Earth. The color of stars—ranging from the deepest red through all intermediate shades of orange and yellow to an intense white-blue—depends directly on their temperature. The coolest stars are red and the hottest stars are blue. Most stars make light by several different kinds of thermonuclear fusion, a process in which the nuclei of atoms combine to form a heavier element and release energy. One of the most common thermonuclear fusion processes occurs in stars when four hydrogen atoms combine into a helium atom, releasing energy that is transformed into light and heat. In the 1990s astronomers discovered planets orbiting stars outside our solar system. Planets outside our solar system are difficult to detect, because they are much fainter than stars are. However, astronomers located these planets by measuring the wobble of a star’s motion created by the slight gravitational pull that is exerted on the star by a planet. Although scientists can only speculate how many Earthlike planets with continents and oceans exist in the universe, they believe that many stars have planetary systems. پ.ن. 1 : می تونی تصور کنی کجای دنیا قرار گرفتی؟ پ.ن. ۲ : متن انگلیسی از Encarta گزینش شده:
Part 1: الآن چند روزه که تو فکر اینم که یه مطلب جدید تو بلاگم بنویسم ولی اصلاً حوصلشو ندارم. حدوداً دو هفته ای میشه که میخوام یه پست راجع به Loreena McKennitt بنویسم، ولی نمی دونم چرا من و بلاگم جدیداً شدیم عین قطبای همنام آهنربا! نمی دونم چقدر این آرتیستو می شناسید؟! (اگه حوصلشو داشتم بیشتر معرفیش می کردم تا بشناسیدش!) ولی کاراش فوق العاده هستن. عاشق جو آهنگاشم! یکی از نکات جذاب موسیقیش استفاده از یه سازه که اصالتاً مال اسکاتلنده. اسمش Bagpipe هست. (البته حالا خیلی هم از این ساز استفاده نکرده! توی چند تا از آهنگاش داره!) توی یکی از پستهام گفته بودم یه سری سازو خیلی دوست دارم! الآن که خوب فکر می کنم می بینم باید به اونایی که گفتم یه سری ساز دیگه اضافه کنم! که یکیش همین Bagpipe هست! دقیقاً یادمه که از اولین باری که صدای این سازو شنیدم عاشقش شدم!! حالا از Bagpipe که بگذریم بهتون پیشنهاد می کنم کارای McKennittو گوش کنید. آهنگاش یه فضای بی نظیر سحر آمیز دارن! تو آهنگاش هارپ (چنگ) هم زیاد داره. تا اسم هارپ میاد من یاد یه قلعه رو ابرا می افتم! فک کنم تاثیرات قصه های دوران کودکی باشه! [1] : آکوستیک
|
About
به نام خدای بخشندۀ مهربان آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 Links
Fundamental Music
Norah Jones |