تبليغاتX
. . . Progressive Music


















. . . Progressive Music

 

کودکی:
موتسارت در سالزبورگ اتریش به دنیا آمد. چیزی نگذشت که پدرش پی برد او با دیگران فرق دارد. ولفگانگ در سه سالگی از راه گوش، تمرینهای خواهرش را روی هارپسیکورد تکرار می کرد و هر بار که پدرش ویولن را خارج می نواخت، به او تذکر می داد.


پدرش لئوپولد موتسارت که خود نیز موسیقی دان دربار بود، هنگامی که ثروت و شهرتی را در انتظار خود و پسرش دید، دست ولفگانگ را گرفت و به راه افتاد. در سراسر اروپا او را به همه نشان داد. این گشت و گذار در سال 1762 هنگامی که ولفگانگ فقط 6 سال داشت آغاز شد. ولفگانگ خردسال همه جا شگفتی آفرید و فی البداهه سوناتهایی روی نغمه هایی که برایش می خواندند می ساخت و گاهی دستمال روی هارپسیکورد می گذاشتند و او می نواخت. در رم پاپ او را مانند درخت کریسمس تزیین کرد و انواع نشانها و مدالها را به او داد. در لندن، ولفگانگ برای جرج سوم نوازندگی کرد و آواز ملکه شارلوت را با ساز همراهی کرد. اعجوبۀ 6 ساله حاکم مونیخ را به شگفتی انداخت و ملکه ماریا ترزا را به تحسین در آورد. خلاصه، هر جا که رفت همه را به شگفتی واداشت و هدیه باران شد.

کاپلمایستر نوجوان:
بعد از چندین سال، تب و تاب ها خوابید و موتسارت هم در نوجوانی دیگر آن حالت شگفتی آور خود را برای دیگران از دست داده بود و سبب حیرت آنها نمی شد.
موتسارت در 15 سالگی مانند پدرش در خدمت سر اسقف سالزبورگ قرار گرفت، اما سر اسقف خیلی زود مرد و جانشینش کسی شد که چندان از موسیقی سر در نمی آورد و به ازای شاهکارایی که خلق می شد، پول چندانی نمی داد. موتسارت که مشکل مالی داشت، (و تا آخر عمر هم با این مشکل دست و پنجه نرم کرد) و کسی هم درکش نمی کرد و به لحاظ عاطفی نیز سرخورده بود، چند سال دیگر هم در سالزبورگ ماند و به آهنگسازی ادامه داد. او با آن تخیل گسترده و تکنیک خیره کننده ای که داشت، کار و تلاش فراوانی می کرد. پشت سر هم سمفونی و اپرا و سونات و ... ساخت. رهبری ارکستر کرد و هر جا که لازم شد پیانو و ویولن نواخت. در دورۀ سالزبورگ 13 سونات پیانوی اولیۀ خود را ساخت و همچنین کوارتت فلوت K.285 ، مس در دو مینور، پنج ویولن کنسرتو و اپرای ایدو منه.
در آن سالها موتسارت می کوشید با تلفیق موسیقی آلمانی و ایتالیایی به سبک خاص خودش دست یابد. ایتالیایی ها کلاً موسیقی را سبک و مفرح می خواستند؛ آلمانی ها به بیانهای سنگین تر گرایش داشتند. آلمانی ها قطعه های سازی را ترجیح می دادند، ایتالیایی ها شیفتۀ صدای زیبا بودند. آهنگسازان ایتالیایی سعی داشتند با ملودی های شیرین مخاطب را افسون کنند و آلمانی ها بیشتر به فرم و بافت توجه داشتند. وقتی آثار موتسارت را می شنویم، همۀ این عناصر تلفیق شده اند. و ما بهترینهای هر دودیار را می شنویم.

ازدواج:
موتسارت در 21 سالگی طالب زنی در زندگی اش بود. به پدرش گفت: «صدای طبیعت در وجود من نیز مانند دیگران سخن می گوید.» وقتی با آلویزیا وبر 16 سالۀ زیبا ملاقات کرد که صدای قشنگی داشت (وحتی کمی هم نواختن هارپسیکورد می دانست)، فهمید که با او سر و سامان می گیرد. اما پدر موتسارت دوست نداشنت او به جز موسیقی به چیزی بیندیشد؛ از این رو او را برای کنسرت به پاریس برد. پدر موتسارت روحیه تا حدودی خودخواه و جاه طلب داشت.


وقتی ولفگانگ برگشت، آلویزیا دیگر در دسترس نبود. (در واقع معشوقۀ حاکم سالزبورگ شده بود.) اما سه خواهر جوان آلویزیا نیز بودند و موتسارت با خانوادۀ وبر مراوده کرد تا دست به انتخاب بزند و سرانجام کونستانتس را برگزید.
ولفگانگ و کونتسانتس به وین رفتند و در آنجا موتسارت غرق در مشکلات مالی و دست به گریبان بیماری شد. زندگی و هنر در دو راه متفاوت پیش می رفتند. نبوغ موتسارت در چهار اپرای بزرگ او، کوینتت کلارینت و کنسرتوی کلارینت و سمفونی های معروفش و انواع آثار مجلسی به اوج جلوه گری رسید؛ اما زندگیش بد و بدتر شد. آخرین اثرش رکوئیم بود که ناتمام ماند، زیرا بر اثر تب حصبه درگذشت و یک روز بارانی دسامبر 1791 او را در گوری محقر به خاک سپردند. شرح غم انگیز درگذشت و خاکسپاری او را می توانید در کتاب شرح زندگی او (خاکی و آسمانی) بخوانید.

توضیح دربارۀ شماره گذاری آثار موتسارت:
آثار تقریباً همۀ آهنگسازان با علامت .Op که مختصر شدۀ کلمۀ لاتین Opus به معنی اثر موسیقی است نموده می شود و به دنبال آن شمارۀ اثر ذکر می گردد. در مورد موتسارت وضع جز این است: یک اتریشی به نام (Ludwig von Kochel (1877-1800 که گیاه شناس، معدن شناس و موسیقی شناسی نیمه حرفه ای بود، در سال 1845 فهرست جامعی از کلیۀ آثار موتسارت بر اساس تاریخ تحقیقی یا تقریبی تصنیف هر یک از آنها تدوین کرده و منتشر کرده است که از آن زمان تاکنون به عنوان ملاک مقبولی پذیرفته شده است. و بدین ترتیب می بینیم که هر یک از آثار این آهنگساز با علامت K ( به نشانۀ حرف اول نام کوخل و یک عدد در پی آن به عنوان شمارۀ ترتیب) مشخص می شود. موتسارت چنان سریع و پرکار بود که خودش هم گاهی ترتیب آثارش را فراموش می کرد. کوخل برای منظم کردن ترتیب آثارموتسارت، تک تک آثار او را از 1 (یک منوئه هارپسیکورد که در 4 سالگی ساخت) تا 626 (رکوئیم) شماره گذاری کرد.

بیشتر:
نام واقعی موتسارت آمادئوس نبود، بلکه یوهانس کریسوستوموس ولفگانگوس است؛ ولفگانگ خلاصه شدۀ ولفگانگوس است؛ اما پدر موتسارت نام گوتلیب را بر تئوفیلوس ترجیح می داد. در زبان لاتین این اسم به آمادئوس ترجمه می شود به معنای عاشق خدا.

مختصری دربارۀ هارپسیکورد:
هارپسیکورد ساز مهمی بود اما محدودیت هایی داشت که موجب افول آن شد: صداها را نمی شد آن طور که در کلاویکورد یا پیانو امکان پذیر بود حفظ کرد و نوازنده با فشار دادن کلاویه ها نمی توانست صدای ساز را بلندتر یا کوتاهتر کند. وضوح صدای هارپسیکورد آن را برای پولیفونی باروک کاملاً مناسب می ساخت، اما هنگامی که درام و هنرنمایی وارد صحنۀ موسیقی کلاسیک شد، هارپسیکورد از صحنه دور شد.

در این نوشتار واژه ها و اصطلاحاتی استفاده شده که ممکن است تا حدودی برای خواننده ناآشنا باشد. من قصد تشریح مفصل تک تک آنها را ندارم چرا که تشریح برخی از آنها در قالب یک یا دو سطر نمی گنجد اما تصمیم گرفتم مختصراً اشاره ای به مفهوم برخی از آنها بکنم به امید آنکه به بهره گیری بیشتر از این نوشتار منجر شود.
اپرا: نمایشی که در آن خوانندگان زن و مرد نقشهای خود را همراه با بازیگری با آواز تکی یا چند نفری و یا با همسرایی اجرا می کنند و در برابر سایر عوامل نمایشی از قبیل صحنه ، لباس و بازی اهمیت بیشتری دارد.
باروک: در اصل به سبک معماری متعلق به قرون 17 و 18 آلمان واتریش اطلاق می شود و بر همین زمینه موسیقی آن دوره را نیز چنین می نامند.
رهبر ارکستر: کسی که در برابر دستۀ ارکستر در جای مخصوص قرار می گیرد و با چوب میزانه «baton»، یا بدون آن ، نوازندگان دستۀ ارکستر را برای اجرای یک اثر سازی یا یک اپرا رهبری می کند.
سرناد: موسیقی سازی یا آوازی شب.
سمفنی: در رایج ترین مفهوم کلمه، سوناتی است که برای ارکستر بزرگ نوشته شده باشد.
سونات: قطعه ای در موسیقی است که بسته به تعداد نوازندۀ شرکت کننده در اجرا نامهای مختلفی دارد. اگر قطعه ای به این فرم برای پیانو نوشته شود، آن را سونات پیانو می نامند. اگر در یک قطعه نقش تکنواز به عهدۀ ویولن و نقش همراه کننده به عهدۀ پیانو باشد، آن را سونات ویولن می نامند. (شرح مفصلی دارد که شاید در مطالب بعدی به آن پرداختم.)
کلاویکورد: ساز شستی دار زهی متعلق به قرون پانزدهم تا هجدهم. صدای این ساز نرم و لطیف است.
کنسرتو: قطعه ای است که برای ارکستر و یک ساز تکنواز (معمولاً پیانو یا ویولن) تصنیف شده باشد.
کوینتت: دستۀ ارکستر مجلسی یا یک قطعه موسیقی مرکب از پنج ساز.
مَس: رسمی ترین مراسم عبادت در کلیسای «رومن-کاتولیک» موسیقی برای مجلس یادبود و تذکاری از حوادث «شام آخر» (اشاره به تصلیب حضرت عیسی).
موومان: تقسیمات کامل و بالنسبه مستقل در یک قطعۀ سونات، سمفونی، کنسرتو و غیره.
منوئه: یک فرم رقص در موسیقی دوران باروک / یکی از موومانهای سوئیت یا سمفونی (معمولاً موومان سوم.)

پ.ن.: بعد از مدتها بالاخره تمام شرایط نوشتن ( از انگیزه و روحیه گرفته تا منابع ) فراهم شد، لذا بر آن شدم تا مطلب مفصلی بنویسم. این اواخر بلاگم رو که باز می کردم یاد موتسارت و وعده ای که چند وقت پیش داده بودم (مبنی بر نوشتن مطلبی راجع به موتسارت) می افتادم.
البته احتمالاً این بار آخری خواهد بود که وعدۀ نوشتن مطلب خاصی رو تو بلاگم میدم. (:

 

+نوشته شده در پنجشنبه 22 مرداد1388توسط علی | |